می می نه نه ...
سلام گلکم.خوبی مامان؟امروز دوازده روزه که از شیر گرفتمت عزیزم.ماجرا اینه که بابا حسینی اصرار داشت که شما دیگه می می نخوری.شاید خورد و خوراکت بهتر بشه.شنبه 17 فروردین 92 با استفاده از صبر زرد عملیات رو شروع کردیم.ظهر که از سر کار اومدم بمیرم تا وسط راه پله اومده بودی منتظر ایستاده بودی.من که میدونم واسه چی اومده بودی و ذوق داشتی.خلاصه تا رسیدم صبر زرد و زدم و ...مامان فدات بشه که اینقدر بدت اومد.فکر نمیکردم اینقدر موثر باشه.عجییببب بود.تا امروز که 28 ام هست.دیگه طرفشم نیومدی.چند روز اول خیلی اذیت شدیم.هم من هم تو عزیزم.خیلی دلم سوخت و جیگرم آتیش گرفت برات. پشیمون شده بودم.ولی تحمل کردم.الانم یه کمی نق میزنی ولی خدا رو شکر خیلی بهتری.دیگه حال...
نویسنده :
زهرا
10:02


